چکیده:
در قرون اخیر افتراق و خصومت شدیدی میان مسلمانان بر سر مسئله شفاعت پدید آمده است. از طرف مخالفان، از جمله وهابیون، شفاعت غیر خدا در روز قیامت مورد اشکال و ایراداتی قرار گرفته است. از جمله استدلال آنها آیاتی چون «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمیعاً ...» ، «... ما لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا شَفیعٍ أَ فَلا تَتَذَکَّرُون» ، «... وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ یُنْصَرُون» و آیات دیگری میباشد که میگویند در این آیات خداوند یا شفاعت را نفی مینماید و یا این که شفاعت را مختص به خود مینماید وگرنه دخالت در کار و امور خداوند پیش میآید و یا این که عدالت خداوندی خدشهدار میشود. در حالی که اگر این گروه حقیقت شفاعت را درک میکردند. چنین ادعایی نمیکردند. نص قران و روایات بر این است که خداوند امتیاز شفاعت را به پیامبر اکرم, و صالحین و اولیاء عنایت فرموده است و اجماع بسیاری از علمای شیعه و سنی بر این مطلب است. در این جا سعی شده است مسئله شفاعت مورد نقد و بررسی قرار گیرد.