چکیده
فهم و شناخت انسان و جامعه بشری و ارائه راهکار و برنامه برای معضلات و مشکلات آن، همواره یکی از مهمترین دغدغههای متفکران در طول تاریخ اندیشه بشر بوده است.
با شکلگیری علوم انسانی در عصر مدرن، انسان و پدیدههای انسانی موضوع مطالعه این علوم قرار گرفت. اما امروز شاهدیم که علوم انسانی مدرن نتوانسته است آنگونه که باید به مشکلات انسان و جامعه بشری پاسخ گوید، چون خود را از مهمترین منبع شناخت که همان وحی است، محروم کرده است.
شکلگیری «ایسم»های مختلف و ناتوانی آنها در حل معضلات جامعه بشری، نشان دهنده این واقعیت است.در این میان اندیشه اسلامی با استفاده از مبانی اصیل توحیدی، بهترین زمینه را برای رشد و پرورش علوم انسانی دارا میباشد، چون منبع شناخت حقیقی و تحریف نشدهای مانند قرآن را در اختیار دارد.
این مقاله تلاش میکند با بررسی مفاهیم علم و علوم انسانی، ضمن نقدی گذرا بر مؤلفههای کلیدی علوم انسانیِ غربی، به بررسی چیستی علوم انسانیِ اسلامی مبتنی بر آموزههای وحیانی، یعنی قرآن کریم بپردازد و با استعانت از آیات الهی و در چهارچوب جهانبینی اسلامی، برخی از مفروضات و پایههای اساسی شکلگیری علوم انسانیِ اسلامی را تبیین کند. در همین راستا ویژگیهای علم و انسان و همچنین راههای شناخت در تفکر اسلامی به عنوان گزارههای اصلی علوم انسانی مورد بررسی قرار میگیرد.