چکیده
رویکرد نویسنده به مسئله بعثت در این نوشتار از زاویة حکمی-عرفانی است؛ زیرا به عقیدة وی حکمت اشراقی به دلیل مجهز بودن به دو بال بحثی و شهودی بهتر از عهدة تبیین این مسئله نسبت به فلسفههای بحثی محض به خصوص فلسفة علم و یا عرفان خالص و یا فلسفههای حسگرا بر میآید؛ چه آنکه عقل کلی قدسی جز تصویر مبهم کلی و پر رمز و رازی از آن، بیشتر در اختیار نمینهد و پای عقل جزئی حسابگر نیز به دلیل متعلقش که امر مادی است در فهم این مقوله میلنگد و دلیل آن این است که بعثت همچون بسیاری از مسائل الوهی دیگر از مقولة امور غیر مادی است که با ابزار فهم عادی قابل ادراک نمیباشد.
شالودة کلی این نوشتار را دو بخش تشکیل میدهد: ماهیت بعثت و پیام آن.
نویسنده در بخش نخست اشارهای دارد به بلوغ روحانی انسان و رسیدن به حدی از تکامل که بتواند توسط آن بر اسرار کائنات وقوف یابد و اسمائی که خداوند در متن وجود وی به امانت نهاده را کشف نماید و همین مرتبهای است که او را لایق برگزیدن از سوی خداوند میسازد یعنی پیش از آنکه رسماٌ فرمان ابلاغ رسالتی را دریافت نماید، بعثت درونی در وی ایجاد شده است.
همچنین در این بخش به ویژگیهای بعثت نبی مکرم اسلام از جهاتی که در این نوشتار آمده اشاره شده است.
در بخش دوم با الهامگیری از ماهیت قدسی بعثت و با عطف توجه به منبع رحمتبودن خداوندگاری که او را مبعوث نموده است، طبعاٌ مهمترین پیام آن رأفت و رحمت و مهر ورزیدن بر خلق خدا قرار خواهد داشت و این خصوصیت، همه دین او را شامل خواهد بود؛ حتی مقررات جزائی را؛ چه آنکه هدف، تطهیر آدمیان از رجس شیطانی و آزادسازی از بند نفس اماره است.