چکیده:
در این مختصر به بحث ایمان و رابطه آن باتجربههای دینی از دیدگاه جوادی آملی پرداختهشده است که مهمترین نکات در باب حقیقت ایمان و تجربههای دینی از منظر ایشان به مبانی هستیشناسی و انسانشناسی و زبانشناسی ایشان مربوط میشود. وی در باب هستیشناسی به تشکیک خاص حقیقت انسان و اوصاف انسان ازجمله ایمان و همچنین به تشکیکی بودن مراتب تجربههای دینی قائلاند. بر همین اساس است که برخلاف دیدگاه مشهور حکمای مسلمان که انسان را دارای یک حقیقت واحد بهعنوان حیوان ناطق و نسبت آن به افرادش را مساوی میدانند، حقیقت انسان از منظر ایشان در ابتدا و قوس نزول بر اساس تسامح نوع واحد است؛ ولی در قوس صعود بهطور حتم یک نوع واحد نیست بلکه در مسیر یک تغیر دائمی در حال نوسان است و همواره در حال نو شدن است؛ بنابراین ایمان و تجربههای دینی او نیز در حال تکامل و تغییر میباشد. در این میان حقیقت وحی بیرون از دایره تجربه قرار داشته و فرقهای جدی در میان تجارب عرفانی اصیل و غیر اصیل وجود دارد.